از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند
هنوز زمان زیادی نگذشته است . یادت می آید ؟ انگار همین دیروز بود این بیت را در پایان صحبت هایت در سازمان ملل خواندی و گفتی : « با امید به اینکه دوران کینه توزی و زورگویی به سر آمده باشد و صدای عشق به حق و عدالت و حرمت انسان در گنبد گیتی طنین انداز شود و همگی همصدا با آینه ی شفاف روح قدسی انسانی ترنم این بیت را در زندگی دریابند که :
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند»
همه ی حضار برایت کف زدند, همه ی ایران . . . اصلا نه همه ی جهان برایت کف زدند , ایرانیان به خود بالیدند وقتی دیدند و شنیدند رئیس جمهورشان می گوید : « معنویتی که اسلام معرف آن است معرفتی جهانی است همه ی صفحات زمین و تمام آحاد بشر در تمام طول تاریخ مخاطب بالقوه ی دعوت اسلامی اند. »
نه , از من نخواه بگویم هجمه ی بی سابقه ی منتقدان کور دل , اندکی پس از آن سخنرانی تاریخی را .
از من نخواه بگویم بعدها کار به چه جاهایی کشید.
از من نخواه بگویم که بعضی ها دینت را هم نشانه گرفتند .
از من نخواه از سنگ اندازیها در مقابل دولتت بگویم
از من نخواه . . .
خسته ای سید , غمگینی , دلت شکسته , می دانم همه ی اینها را می دانم ولی , ولی ای کاش باز هم می آمدی , با قدرت هم می آمدی , مثل گذشته .
سید جان حالا ما مانده ایم و نگرانی و گرانی و حسرت چند سال گذشته , چند سالی که تو نبودی . چند سالی که دارد میگذرد ولی افسوس . . . چند سالی که همه ی ما سقوط کردیم , چند سالی که ایران ما در سراشیبی سقوط افتاد تا همه ی ایرانیان این بیت را برای تو ای رئیس جمهور محبوبمان بخوانند :
بودی و کسی پاس نمی داشت که هستی
باشد که نباشی و بدانند که بودی